لاراول در بازار کار ایران فقط یک فریمورک PHP نیست؛ در عمل، تبدیل شده به معیاری برای سنجش سطح فکر برنامهنویس بکاند. خیلیها لاراول کار میکنند، اما تعداد کمی واقعاً با آن سیستم میسازند. بازار هم دقیقاً همین تفاوت را میبیند، حتی اگر اسمش را نگذارد «معماری» یا «کد تمیز».
برنامهنویسی که لاراول را فقط در حد route و controller و query بلد باشد، معمولاً خیلی زود به سقف میخورد. پروژهها بزرگ میشوند، وابستگیها زیاد میشود و آنجاست که تفاوت بین کسی که ساختار را میفهمد و کسی که فقط کد میزند، کاملاً مشخص میشود. استفاده درست از service layer، درک lifecycle درخواست، مدیریت وابستگیها و نوشتن کدی که تستپذیر باشد، چیزهایی هستند که بازار کار به آنها واکنش مثبت نشان میدهد؛ حتی اگر در آگهی استخدام نوشته نشده باشند.
در سالهای اخیر، شرکتها به دنبال برنامهنویس لاراولی هستند که بداند این فریمورک برای سرعت در توسعه ساخته شده، نه برای شلوغکاری. کسی که از امکانات داخلی لاراول درست استفاده میکند، به جای hack زدن، به conventionها احترام میگذارد و پروژه را قابل نگهداری نگه میدارد، خیلی زود قابل اعتماد میشود. اعتماد در بازار کار، از حقوق و عنوان شغلی مهمتر است.
واقعیت این است که لاراول برای بازار ایران یک انتخاب هوشمندانه است، اما نه بهعنوان میانبر. کسی که با لاراول پروژه واقعی ساخته باشد، درد performance، امنیت و refactor را کشیده باشد، معمولاً در مصاحبهها دست بالا را دارد. بازار کار لاراول، بیش از هر چیز، دنبال «بلوغ فنی» است؛ نه صرفاً بلد بودن ابزار.
لاراول اگر درست یاد گرفته شود، فقط یک فریمورک نیست؛ تبدیل میشود به زبان مشترک بین برنامهنویس و بازار کار. زبانی که با آن میشود سیستم ساخت، رشد کرد و ماندگار شد. و ماندگاری، دقیقاً همان چیزی است که این بازار شلوغ به آن احترام میگذارد.